زاگرس
  
 
 
فروردین 1387
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            
 
آرشیو
 
دوشنبه 18 اردیبهشت ماه سال 1385

..............................................................

..............................................................

..............................................................

..............................................................

..........................     ؟؟؟    .....     . .... .....

..............................................................

.............................................................

.............................................................

............................................................. 


 
یکشنبه 17 اردیبهشت ماه سال 1385
اخلاق وبلاگ نویسی
وبلاگ نویسی عرصه ای ارزشمند و دارای پتانسیل های بالا در فضای رسانه ای امروز است. از یک طرف محدودیت سانسور و دخالت ساختار سلطه در آن به میزان چشمگیری کمتر است و از طرف دیگر قابلیت دسترسی آن نسبت به سایر رسانه های شنیداری و دیداری خیلی بالاتر است. بنابراین هر فرد با استفاده از وبلاگ نویسی به آسانی می تواند فضایی برای ارتباط با مخاطب پیدا کند. به ویژه آنکه در ایران، تلویزیون ملک انحصاری حکومت است و تنها جریانات مورد دلخواه حاکمیت در آن می توانند نقش آفرینی کنند. حوزه مطبوعات هم با توجه به محدودیتهای ساختاری و عدم وجود آزادی مطبوعاتی فضایی بسته است که جمع کمی می توانند در آن فعالیت کنند. چون مطبوعات در جامعه توسعه نیافته ایران غیر حرفه ای بوده و بیشتر وابسته به احزاب و گروههای سیاسی نزدیک به ساختار قدرت می باشند. همچنین تعداد کم روزنامه ها و پر هزینه بودن راه اندازی مطبوعات نیز مجال زیادی به مشتاقان نمی دهد و از همه مهمتر حتی اگر با هزار زحمت امکان نشر مطلبی هم باشد، سقف سانسور و سیاستهای مسئولین مطبوعاتی مانع بزرگی است که سخنان دلخواه بیان شود. با این توضیحات و البته اگر فیلترینگ اجازه دهد، عرصه وبلاگ نویسی بستر ارزشمندی برای ارائه دیدگاه و نظرات گوناگونی است که می توانند به سهولت و با هزینه کم به تولید ایده و محتوی بپردازند، مناسبات حاکم در حوزه سیاست، اقتصاد، فرهنگ و هنر را به چالش بکنند، آگاهیهای عمومی را افزایش دهند، اطلاع رسانی کنند، و فضایی برای بهبود روابط اجتماعی و دوستی ها فراهم سازند. در این میان آنچه این گنجینه را حفظ می کند و بر ارزش و دستاوردهایش می افزاید، تعهد فعالین وبلاگ نویس به حفظ چهارچوب ها، اخلاق و اصول انسانی است. میدان دادن به غرض ورزی ها، کینه توزی ها، ترور شخصیت و تجاوز به حریم خصوصی و فردی افراد، تهدیدات بزرگی هستند که می توانند پتانسیل سازنده وبلاگ نویسی را تباه سازند و در مخاطبین بی انگیز گی و بدبینی ایجاد کنند. دانستن حق مردم است و نقد بی رحمانه و اصولی با تخریب و طرح دعاوی بی استناد و خروج از دایره اخلاق متفاوت است. تصور می شود دست هایی عامدانه در تلاشند با توزیع ویروسهای تخریب گر فضای وبلاگ نویسی را به بیراهه هدایت کنند. یکی از مهارت های سیستم های امنیتی انتقال حرفها و برنامه های شان از زبان و ادبیات دیگرانی است که خواسته یا ناخواسته به دام افتاده اند. طبیعی است می کوشند مسائلی را که توان پاسخگویی مستقیم آن را در فضای علنی و رسمی ندارند، با سوء استفاده از خصلت غیر الزامی بودن شناخته بودن هویت وبلاگ نویس، آزادی عمل و محفوظ نبودن حریم حقوقی و حقیقی افراد در آن دنبال کنند. بنابراین شایسته است فعالین محترم وبلاگ نویسی بخصوص آنهایی که در این زمینه پیش گام و پیش کسوت هستند به این امر مهم عنایت کنند و با تنظیم منشور اخلاقی فضای مجازی با حفظ ماهیت آزاد نویسی وبلاگ و پای بندی همگان به آن مانع از آن شوند که جامعه از نعمت و مزایای این عرصه اطلاع رسانی و آگاهی بخشی نوپا محروم شود. آزادی عمل در نگارش مطالب مورد دلخواه ضمن رعایت باورهای اخلاقی و ممانعت از بکار گیری الفاظ ناپسند و ناهنجار و حفظ حقوق شهروندی و فردی افراد کلید رشد و موفقیت در دنیای وبلاگ می باشد .

 
پنجشنبه 14 اردیبهشت ماه سال 1385
ازادی عقیده وبیان براساس اعلامیه ی جهانی حقوق بشر
 

 

http://www.student.uib.no/bof/fn.jpg

مقدمه:در تاریخ  10دسامبر1948،مجمع عمومی ملل متحد دراجلاس پاریس اعلامیه ی جهانی حقوق بشر را تصویب کرد این اعلامیه که ملهم از ترکیب نظریه ی ازادی در مفهوم غربی و نظریه ی ازادی در مفهوم سوسیالیستی است. در مقدمه خود ظهور دنیایی که در آن افراد بشر در بیان و عقیده آزاد و از ترس و فقر فارغ باشند را به عنوان بالاترین آمال بشر اعلام کرده است و در ماده 19اعلامیه به صراحت به آزادی بیان و عقیده می پردازد ،اینک به تفصیل آن می پردازیم:

1."من البته حق دارم که آنچه را فکر می کنم بگویم."... چه بسا در زندگی جاری اتفاق می افتد که انسان این جمله احساساتی را می شنود که عکس العمل قهری اشخاص است در قبال تضییفی که به آزادی عقیده و بیانشان بشود. تاریخ شاهد این مدعاست که افراد عادی دست به کارهایی زده اند که از قبیل سنگر بستن در خیابانها و به خطر انداختن جانشان و دامن زدن به انقلاب برای دفاع از حقی که به نظرشان باصطلاح سمبل آزادی است.

2. این ماده 19 اعلامیه ی جهانی حقوق بشر است که در تضمین این حق اساسی مقرر می دارد:"هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مذبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و انتشار آن به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.

3. برای سنجیدن میزان اهمیت مخصوصی که افراد مانند دولتها به حق آزادی عقیده و بیان می دهند خواه برای ادعای این حق و خواه برای تنظیم و تنسیق آن نباید فراموش کرد که برعکس بسیاری از حقوق اساسی بشر که عموماً فقط به طور اتفاقی و در قسمتهای مشخص موجودیت انسان اعمال می شوند این حق در هر لحظه اعمال می شود و عملاً با کلیه فعالیتهای جوامع بشری تماس دارد این حق نه فقط شرایط  روابط اجتماعی و انسانی اعضای جامعه و زندگی سیاسی آن را من حیص المجموع معین می کند بلکه در تعیین شرایط زندگی معنوی و فرهنگی و علمی و هنری جوامع بشری و تحولات آن نیز دخیل است .تنوع عقاید بر دارایی و مکنت معنوی یک ملت می افزاید هکذا مبادله و تصادم فکرها نیروی محرکه آنست- به راهنمایی تاریخ می توان درک کرد که افراد باصطلاح منتقدین "نویسندگان ملعون" – آنهایی که به نظر آنها "افتضاح" می کردند و آنهایی که زیر بار عقاید سخیف و تعبدی و فکرهای بدون چون و چرا نرفتند علیرغم مخالفین سر سخت که آنها را مطرود می کردند نه فقط میزان و مقدار دارایی و ثروت فرهنگی مشترک را بالا بردند بلکه بدون شک آن را از تصلب وجود نجات دادند روحیه انتقادی مایه خمیر معرفت و ترقی است ،گالیله که علیرغم خطر جانی گفت:"معهذا زمین می چرخد!" با این جمله درهای کیهان را به روی بشریت بازکرد.

4. ماده 19 اعلامیه که "از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد " مقرر می دارد"جرم عقیده ای " یعنی مجرمیت به سبب داشتن یک عقیده را صریحاًمنع می کند و در عین حال هر سیستمی را که مبتنی بر یک ضابطه امر قاطع مطلق غیر قابل تبدیل تحمیلی باشد تلویحاً محکوم می کند برای حمایت حقیقی از عقیده هر کس در مقابل لطمات وارده ی خارج ، باید در مورد حق آزادی عقیده و بیان هم قایل به فروعی بشویم از قبیل :

حق مجبور نشدن به قبول فلان عقیده در نتیجه ی فشارهای مستقیم یا غیر مستقیم –همچنین باید این حق را شناخت که کسی مجبور نباشد به عقیده ی خود اعتراف کند و بتواند عقیده ی خود را تغییر دهد و عقیده ی کسی را تجزیه نکند که جزء مورد استفاده را بگیرند و جزءدیگر را مسکوت بگذارند نیرنگهایی از این قبیل باصطلاح" شستن مغز " برای آلت بلااراده کردن اشخاص و سلب قوه تفکر از آنها به طور فاحشی منافی ماده 19 اعلامیه جهانی است.

بالا خره باید خاطر نشان کرد که لزوم تساهل و ارفاق در مقابل آزادی عقیده است به این معنی که تساهل و آزادی عقیده با یکدیگر ملازمه دارند .((من از افکار شما متنفرم ولی حاضرم بمیرم برای اینکه شما حق بیان آن را داشته باشید )).

5.چون روزنامه نگاران استفاده کنندگان حرفه ای از آزادی بیان هستند ماده ی اعلامیه ی جهانی اجازه نمی دهد که مثلاً یک روزنامه را بتوان تابع یک خط مشی تحمیلی کرد و نه اینکه مورد تصمیماتی از قبیل سانسور یا توصیف قرار داد برای عقیده ای که بیان و عقیده ای را منتشر می کند . البته در این قسمت اختلاف نظرهایی وجود دارد بخصوص راجع به اطلاعات کاذب ومضر که موجودیت ومنافع یک جامعه را هدف قرار می دهد .مطبوعات نه فقط نقش خبر نگاری را بلکه نقش سازنده ی افکار عمومی روشن را ایفا می کند و باید به حقوق و تکالیف و مسئو لیت خود آشنا باشند.

6.باید قبول کرد که اعمال آزادی عقیده و بیان مستلزم یک انتظاماتی است چه برای حمایت از آزادی فردی دیگران و چه برای تامین امنیت و نظم عمومی –همچنین باید قبول کرد امکان بعضی استثناها را به اندازه ای که وضعیت استثنایی ایجاب می کند برای مواجه شدن با یک خطر عمومی وخیم که زندگی ملت را تهدید می کند . این تعادل دشوار که باید بین مقتضیات مصالح عمومی و منافع افراد یک جامعه و بین امتیازات قوه  حاکمه و امتیازات شخص انسان باشد اختصاص به مجاری و مصادیق آزادی عقیده نداردلیکن در این مورد به اشکالات بیشتری بر می خورد که مقتضات طبیعت این آزادی است که این درک و استنباط از آزادی عقیده و بیان بیشتر مورد قبول کشور های غربی و کشور های سوسیالیستی می باشد.

7.بالا خره اگر آزادی عقیده و بیان طبق صریح ماده ی 19 ((بدون ملاحظات مرزی ))اعمال شود ضرورت یک سیستم تضمین دسته جمعی مجهز به وسائل شکایت مطلقا ًمسلم می شود که در سطح جهانی بکار بیافتد اما  مناسب تر و آسان تر سطح منطقه ای است ، مانند مقاوله نامه ی اروپایی حفظ حقوق بشر .

نتیجه گیری:

آزادی عقیده  وبیان   بستگی  به نوع نگرش دولت  ها  نسبت به  آن  دارد  دولتی یک عقیده  سیاسی  یا مذهبی  را می پذیرد و بر اساس آن عمل  و نسبت به ترویج  وانتشار  آن  تلاش می کند  و فعالیت و  ساختار  خود  را در خدمت  آن عقیده  قرار  می دهد . دولت  تعهداتی  نسبت  به  جامعه  خود دارد  . عقایدی  که  در  رابطه با جامعه  ارائه  می دهد  ممکن  است  نافی اصل  حکومت  نباشد اما هنگامی  که  دولتی اصول   سیاسی و مذهبی  خود  را پایه ی  ایدئولوژی قرار  بدهد کلیه  سیاست های  خود  را بر اساس  ایدئولوژی مورد  قبول اتخاذ  می کند  وهر گونه مخالفت  را  نفی  با خود  تلقی  می کند گر  چه  این  تفکر  با  اصل  آزادی  هم  خوانی ندارد برای مثال  امپراتور رم قدیم  بر اساس الوهیت امپراتور  بود  و وقتی  مسیحیون  منکر  الوهیت   امپراتور   شدن  از  طریق  حکومت  شدیداً مورد  آزار  وشکنجه  قرار گرفتن  وتاریخ  نمایانگر  محدودیت  آزادی عقیده  و بیان  وحتی فکر  از سوی  دولت هایی  است که  روش  حکومتی  انان را  به مخاطره می اندازد  پس  با اشراف  بر این مطلب  دولت های  فعلی با توجه  به پیشرفت های فراوان علمی و فرهنگی  و توسعه سیاسی در  صدد بسط و گسترش  آزادی عقیده  و بیان  هستند تا بتوانند  قدم های موثری  برای همه صاحبان فکر  واندیشه  بر  دارند که جهان امروز  تشنه چنین خدمت بزرگ می  باشند.اما امیدواریم که روزی برسدکه در کشوری که نزدیک 10میلیون کرد دارد ودرکشوری که20میلیون کرددارد به این حق مسلم بشریت احترام بگذارند.


   1      2      3      4      5    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 

Powered by BlogSky.com